عکسي که در قسمت لوگو وبلاگ مشاهده مي کنيد مربوط يه رهبر فقيد يوناني الاصل ديميتري ميتروپولس است که من علاقه خاصي به اين شخصيت دارم و اعتقاد دارم که يکي از بهترين رهبران ارکستر در تمام دوران بوده .
رهبري که نوع خاص اجرايش به نوعي سبک تبديل شده و آثاري صوتي که از اجراهايش مانده است نشانگر کيفيت کار واحساس عجيب و غزيب اين رهبر است. براي مثال اجراي سمفوني يکم مالر (تيتان) به همراه ارکستر مينياپوليس توسط وي در نوع خودش بي نظير است و به جرات ميتوانم بگويم اين سمفوني را هيچ رهبري به کيفيت ميتروپولس اجرا نکرده است. شدت و خالص بودن احساسات وي در هنگام رهبري حرکات شديد او را به نوعي رقص يا نمايش تک نفره تبدیل می کرد.اما براستي او در موسيقي حل مي شده و خود را در موسيقي رها مي ساخته. او نمونه يک رهبر رمانتيک است و همواره در تاريخ رهبري ارکستر نامش به عنوان طلايه دار اين نوع مکتب برده مي شود.. در پايين براي بيشتر آشنا شدن شما با اي شخصيت بيوگرافي مختصري از وي را نقل مي کنم.
اين بيوگرافي دقيقا از کتاب دنياي رهبران ارکستر اثر سرکار خانم کامليا مسيح از انتشارات ديد نقل ميشود.و پيشنهاد ميکنم اگر به رهبري ارکستر علاقه داريد اين کتاب را مطالعه کنيد که کتاب تقريبا خوب و مفيدي است/
dimitri mitropoulos

ديميتري ميتروپولوس "1"
در يکي از سالهاي نيمه اول قرن بيستم بلابارتوک در جستجوي پيانيستي بود که بتواند قطعه ووندربار ماندارين"2" (اثري از بارتوک که در حقيقت يک بالت است) را که براي چهاردست روي پيانو تنظيم کرده بود با او اجرا کند . پيانيستي جوان از کشور يونان به او معرفي شدکه با احتياط و حجب فراوان نتها را ورق زد و در کنار بارتوک پشت پيانو نشست.اين جوان يوناني ديميتري ميتروپولس بود که ده سال پس از اين تاريخدر راس ارکستر فيلارمونيک برلين قرار گرفت . در اين کنسرت – که از او دعوت شده بود رهبري ارکستر را بر عهده بگيرد – کنسرتو پيانو شماره 3 از پروکفيف بخشي از برنامه اجرايي بود .پيانيست به دليل بيماري ناگهاني در آخرينن لحظه از شرکت در اين کنسرت خودداري کرد و فرصت به حدي کم بود که وقتي براي پيدا کردن پيانيست ديگري باقي نمانده بود . در آخرين لحظه ميتروپولس خود پشت پيانو نشست و همزمان با نواختن پيانو ارکستر را رهبري کرد.
پس از پايان اين قطعه نه تنها جمع حاظر در سالن با بلند شدن از جاي خود و فرياد براوو شوق خود را ابراز کردند بلکه ارکستر نيز تحت تاثير اين اجراي کم نظير در حالي که با زدن آرشه روي پوپيتر او را تشويق و ستايش ميکردند ، همگي از جا برخاستند و اين شب موفقيتي دوگانه در نقش سوليست و رهبر در اجراي اثري بسيار مشکل و پيچيده براي ميتروپولس در برداشت.
ديميتري ميتروپولس در 18 فوريه 1896 دراتن يونان در خانوانده اي مذهبي متولد شد. به قولي او نيز به صومعه مي پيوست ولي عشق او به موسيقي که در صومعه اشتغال به ان ممنوع بود با عث شد به دنبال استعداد خود برود و موسيقي را ادامه بدهد . در عين حال در تمام دوران زندگيش رنگي از صومعه نشيني در زندگي او باقي ماند چون گوشه گيري و درون گرايي بيش از اندازه را از محيط پرورش کسب کرده بود.
7 ساله بود که به فراگيري ساز پيانو پرداخت و 12 سال داشت که وارد کنسرواتوار اتن شد . در 14 سالگي اولين اثر خود را ساخت و 23 سال داشت که يک اثر اپرايي بنام (خواهر بئاتريس)را به اتمام رساند و در کنسرواتوار اتن به اجرا درآورد . اين اپرا مورد تائيد کاميل سن سانس"3" که در آن زمان 86 سال داشت قرار گرفت. ميتروپولس تحصيلات ابتدائي خود را ابتدا در بروکسل و سپس در برلين ادامه داد و در سن 25 سالگي به عنوان کرپتيتور"4" و سپس کاپل مايستر دوم در اپراي دولتي برلين مشغول به کار شد.
شهرت جهاني در سال 1930 و با کنسرتي که با ارکستر فيلارمونيک برلين داد آغاز شد ( همان کنسرتي که در نخست توضيح داده شد که به عنوان سوليست و رهبر کنسرت را اجرا کرد.) و او را به عنوان يک رهبر موفق طي يک شب در دنيا شهرت يافت و اين موفقيت او را به فرانسه ، انگلستان ، بلژيک،روسيه و سرانجام به آمرکا هدايت کرد.
کوسويتسکي ( رهبر مشهور روس) که تعريف اجراي موفق کنسرتو پيانوي پروکفيف را شنيده بود در سال 1936 از او دعوت کرد تا طي چندين کنسرت ارکستر سمفونيک بوستون را رهبري کند اين کنسرت ها محبوبيت و شهرت او را در آمريکا به حدي بالا برد که در سال 1938 ارکستر مينياپوليس را بعد از اوژن اورماندي به او واگذار کردند . درسال 1949 به عنوان جانشين استوکووسکي رياست ارکستر فيلارمونيک نيويورک را عهده دار شد و تا سال 1958 در اين سمت باقي ماند و به عنوان رهبر شماره يک آمريکا کليه مراکز موسيقي و اپرايي را در قاره اروپا فتح کرد.
ميتروپولس در اکثر فستيوالها ي اروپا و آمريکا شرکت کرد و با بزرگترين ارکسترهاي دنيا برنامه اجرا نمود ، ولي با ارکستر فيلارمونيک وين يک رابطه ي استثنايي داشت.
از خصوصيات بسيار مهم و با ارزش ميتروپولس حافظه خارق العاده او بود . در ميان نوازندگان به مغز الکترونيکي شهرت داشت و معروف است که بيش از 50 سمفوني را در حافظه خود داشته است . عده اي براي مشخص کردن قدرت حافظه او مي گفتند که او کتاب تلفن را از حفظ مي داند.او هرگز حتي هنگام از پارتيتور استفاده نميکرد.(اغراق خانم مسيح)زيرا کافي بود که يک بار نتي را ورق بزند تا تمام ميزان ها را با شماره و بطور دقيق در حافظه خود وبراي هميشه حفظ کند.
ضبط يک اثر در حافظه او تنها به صورت صوت و موزيکال انجام نميگرفت بلکه به صورت تصويري نيز پارتيتور را در ذهن خود حفظ مي کرد .
ميترو پولس از آن دسته رهبراني بود که هرچه آثار مشکل تر و پيچيده تر بود ند بيشتر مورد توجه وعلاقه او اوقع مي شدند و اصولا به آثار ساده تمايلي نداشت، به همين دليلدر اجراي آثار موسيقي مدرن بسيار موفق بود .
نحوه رهبري وي بروي سکوي رهبري خاطره ي فورت ونگلر رل زنده ميکرد. شور و يجاني که در هنگام رهبري وجودش را در بر ميگرفت با حرکت دستهايي که بيا کننده ي احساس او بودند نوازندگان و شنوندگان را مسخ ميکرد.
علامات او بسيار تند و سريع بود و گاهي حالت عصبي داشت . در اپراي متروپوليتن با اين گونه علامات خوانندگان را شديدا خشمگين و عصبي ميکرد . خصوصا که نحوه رهبري او در تمرين و اجرا با هم متفاوت بودند. با همه اينها او يکي از محبوبترين رهبران قرن محسوب ميشود و همه او را نه به دليل داشتن حافظه فوق العاده و توانايي هاي هنري کم نظيرش بلکه به دليل اخلاق خوش آيند و کم مهربان و روحيه متواضع و انسان دوستانه اش ستايش مي کردند.
ميتروپولس انساني بود ساده و خدمتگذار و وفادار به هنرش . در تمام دوران کاري خود مخارج دانشجوياني که توانايي مالي براي تحصيل در رشته موسيقي را نداشتند ، ميپرداخت و به نوازندگان با استعداد سازهاي خوب هديه ميکرد.
ديميتري ميتروپولس گفته است : من قبل از اينکه نت را بشناسم يادگرفته ام اطرافيانم را دوست بدارم.
زندگي اونشان دهنده ي اعتقاد او و نحوه ي زندگي او مملواز يک بي نيازي مطلق بود و با معيارهاي يک رهبر موق درجه يک تفاوت داشت.
زماني که رياست ارکستر فيلارمونيک نيويورک را داشت در طبقه دوازدهم يک هتل درجه سه زندگي ميکردو جز نت و کتاب چيزي اين اتاق را تزئين نميکرد. در واقع او را ميتوان هنرمندي توصيف کرد که کار ميکرد تا در کنار کار زندگي کند و حتي يک لحظه هم از زندگي اش را حاظر نبود بدون کار بگذاراند هنگامي که به دليل بيماري سخت به او گفته شد يا به رهبري ادامه دهد و يا زنده بماند تصميم خود را براي ادامه رهبري اعلام نمود و براستي نيز سرنوشت با خواسته او مطابقت کرد و در دوم نوامبر 1960 هنگامي که در اسکالاي ميلان مشغول تمرين بود در يک لحظه برق آسا زندگي اش خاتمه يافت. و اين زيباترين مرگ براي انساني بود که موسيقي و هنر را بر زندگي اش ترجيح مي داد.
1-dimitri Mitropoulos
2-der wunderbare mandarin
3-camille saint-saens(1835-1921)
4-korrepetitor:کسي است که ( اغلب نوازنده پيانو)که اثر اپرايي را با خوانندگان تمرين ميکند.